جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای صحت

محمد حسن مینوئیان حقیقی، مرضیه صحت پور، حجت اله شکری،
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی همدان-زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه.: ولوواژنیت کاندیدایی عودکننده دومین علت شایع عفونت مجاری تناسلی در زنان است که اغلب توسط قارچ کاندیدا آلبیکنس ایجاد می‌شود. اهداف این مطالعه شناسایی جدایه های کاندیدایی عامل ولوواژنیت کاندیدایی عودکننده، عوامل مستعدکننده و ارزیابی اثر ضد قارچی فلوکونازول برابر سویه های کاندیدا جدا شده از بیماران بودند.

روش کار: در این مطالعه توصیفی- آزمایشگاهی، ۲۰ بیمار با تشخیص قطعی ولوواژنیت کاندیدایی عودکننده انتخاب شدند. جدایه های مخمری با روشهای استاندارد قارچ شناسی نظیر کشت بر روی محیط سابورو دکستروز آگار، کروم آگار، تست جرم تیوب و روش واکنش زنجیرهای پلیمراز- چند شکلی طول قطعه محدود شده (PCR-RFLP) تعیین هویت شدند. حساسیت جدایه های کاندیدا در برابر فلوکونازول با روش میکرودایلوشن براث تعیین شد.

یافته‌ها: میانگین سنی بیماران ۶۳/۴ ± ۴۳/۲۹ سال بود. کاندیدا آلبیکنس از ۱۰۰ درصد نمونه ها بدست آمد. شایع‌ترین علامت بالینی ترشحات واژینال (۶۰ درصد) در زنان با کشت مثبت بود. همبستگیهای آماری بین تعداد دفعات زایمان و کاهش ابتلا به بیماری و همچنین بین سابقه مصرف داروهای ضد قارچی و ابتلا به بیماری مشاهده شدند. میانگین مقادیر MIC و MFC فلوکونازول برابر سویه های مختلف کاندیدا آلبیکنس به ترتیب حدود ۳۸/۴۵ میکروگرم در میلی لیتر و ۶۳ میکروگرم در میلی لیتر تعیین شدند.

نتیجه گیری: به دلیل عدم تشخیص قطعی بیماری بر اساس علایم بالینی و همچنین به خاطر مقاومت گونه های کاندیدایی، استفاده از روشهای کشت و مولکولی به عنوان روشهای تشخیصی استاندارد توصیه می‌شوند.


شهره علی‌محمدی، فروغ صحت، جلال پورالعجل، محمد فریادرس،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( مجله پزشکی بالینی ابن سیناـ بهار ۱۳۹۹ )
چکیده

سابقه و هدف: در بعضی از مطالعات نشان داده ‌شده است سطح غیرطبیعی بیومارکرها ممکن است با پیامد نامطلوب حاملگی همراه باشد. در این راستا مطالعه حاضر به‌منظور تعیین ارتباط بین سطح سرمی اینهیبین A و پیامد‌های بارداری انجام شد.
مواد و روش‌‌ها: این مطالعه کوهورت گذشته‌نگر در سال ۱۳۹۷ در بیمارستان فاطمیه همدان انجام شد. داده‌های مربوط به اینهیبین A ۵۶۰ زن باردار در هفته ۱۵ تا ۲۰ بارداری جمع‌آوری شد. سطح اینهیبین A کمتر از ۵/۰ میلی‌مول (MOM) پایین و بیشتر از ۲ میلی‌مول بالا در نظر گرفته شد. وزن هنگام تولد، سن حاملگی، اسکور آپگار، بروز پره‌اکلامپسی، مرگ داخل‌رحمی جنین (IUFD) و انجام سزارین در بیماران بررسی شد. برای تشخیص عوارض نامطلوب حاملگی، سطح منحنی ROC  محاسبه شد. داده‌ها با نرم‌افزار stata نسخه ۱۴ تجزیه‌وتحلیل شدند.




یافته‌ها: از بین زنان بارداری که شرایط ورود به مطالعه را داشتند، ۳۳ نفر (۹/۵ درصد) به‌دلیل نقص داده‌ها و دردسترس‌نبودن از مطالعه خارج شدند. از ۵۲۷ بیمار باقی‌مانده، ۳۷۸ نفر (۷/۷۱ درصد) سطح اینهیبین A نرمال، ۲۶ نفر (۹/۴ درصد) سطح سرمی پایین و ۱۲۳ نفر (۳/۲۳ درصد) سطح سرمی بالا داشتند. بیمارانی که سطح سرمی اینهیبین A بالاتری داشتند در مقایسه با افرادی که سطح نرمال یا پایین داشتند، با اختلاف معنی‌داری خطر پره‌اکلامپسی، کم‌وزنی هنگام تولد و نارس‌بودن در آن‌ها بیشتر بود (۰۵/۰ P<).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های مطالعه سطح بالای اینهیبین A در هفته ۱۵ تا ۲۰ بارداری می‌تواند با خطر بروز پره‌اکلامپسی، کم‌وزنی هنگام تولد و نارس‌بودن همراه باشد.
الهه مصداقی نیا، معصومه عابدزاده کلهرودی، مجتبی صحت، منصوره نورمندی پور،
دوره ۳۱، شماره ۱ - ( مجله پزشکی بالینی ابن سینا ـ بهار ۱۴۰۳ )
چکیده

سابقه و هدف: زایمان زودرس یکی از علل عمده‌ی مرگ‌ومیر و ناتوانی در نوزادان است. در سال‌های اخیر از پروژستین‌ها برای پیشگیری از زایمان زودرس استفاده شده است. هدف از این مطالعه مقایسهی اثرات پروژسترون میکرونیزه (یوتروژستان) و هیدروکسی پروژسترون کاپرووات (پرولوتون) بر گردش خون مادر و جنین در زنان در معرض خطر زایمان زودرس بود.
مواد و روش‌‌ها: این کارآزمایی بالینی تصادفی‌‌شده‌ی یک‌سوکور درباره‌ی ۸۰ زن باردار ۲۰ تا ۳۴ هفته که در معرض خطر زایمان زودرس بودند، انجام شد. در ابتدا، سونوگرافی داپلر از شریان‌های رحمی، نافی و مغزی - میانی جنین انجام شد. سپس بیماران به‌طور تصادفی، به دو گروه دریافت‌کننده‌ی پروژسترون خوراکی (۲۰۰ میلی‌گرم یوتروژستان، دو بار در روز) به مدت ۴۸ ساعت و پروژسترون عضلانی (۵۰۰ میلی‌گرم پرولوتون) تقسیم شدند. یک هفته پس از تجویز داروها، سونوگرافی در هر دو گروه تکرار شد و شاخص ضربانی (PI)، شاخص مقاومت (RI)، حداکثر سرعت سیستولیک (PSV) و نسبت سیستولیک به دیاستولیک (S/D) در این شریان‌ها اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: دو گروه از نظر سن، BMI، سن حاملگی، تعداد بارداری، سابقه‌ی زایمان زودرس، طول سرویکس و دیلاتاسیون اولیه‌ی سرویکس مشابه بودند. پس از تجویز پرولوتون، میزان کاهش RI و  S/Dشریان رحمی بیشتر از یوتروژستان بود (۰,۰۵P<). در گروه پرولوتون، شاخص S/D شریان نافی پس از مداخله به‌طور قابل توجهی کاهش یافت (۰,۰۲۱=P)، اما در گروه یوتروژستان، افت این شاخص معنی‌دار نبود. میانگین شاخص‌های S/D و PSV شریان مغزی - میانی بین دو گروه تفاوت داشت (۰,۰۵P<).
نتیجه‌گیری: دو دارو اثرهای مشابهی بر گردش خون رحمی و نافی داشتند. پرولوتون تأثیر بهتری بر گردش خون مغزی جنین داشت؛ بنابراین، می‌توان بر اساس ترجیحات بیمار و امکانات دردسترس از هریک از داروهای فوق استفاده کرد.

 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پزشکی بالینی ابن سینا می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Avicenna Journal of Clinical Medicine

Designed & Developed by : Yektaweb